ایلحانایلحان، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 2 روز سن داره

نازبالام ایلحان قندعسل مامانی و بابایی

بای بای پوشک

ایلحان عزیزم باز هم افتخار آفرینی کرد ..... بله شاه پسرم وقتی 22 ماه و 9 روزش بود یعنی(5 تیر 93) با پوشک خداحافظی کرد. از همین جا از مامان گلم که دستاشو از اینجا میبوسم ممنونم که خیلی خیلی کمکم کرد وگرنه حالاحالاها من جرات نمیکردم و با دلگرمی هاش و کمک هاش من و ایلحانی با این قضیه کنار اومدیم و پسرم باز هم یکی از پله های مستقل شدنشو بالا رفت .
9 مرداد 1393

ماجرای توپ ها و نامه ی نیاز عزیز برای ایلحانم

سلام به خوشجیلی خودممممم، جیگر خودمممممممممم، ایلحان نفس ماماننننننن شیطونکم که خوردنی ترین پسر دنیا شدی، اونقدر حرف دارم برات بنویسم که نمیدونم از کجا شروع کنم الان که دارم مینویسم مثل یه فرشته ی کوچولو خوابیدی اول از همه بگم که این ماه اصلا تایم آزاد نداشتم که بیام اینجا رو برات آپ کنم آخه پسر گلم هر روز برنامه های خاصی داره و منم باهاش پایه دیگه وقت نمیشه........و کلی کارهای خوشمزه و شیطونی که تو پست بعدی مینویسم برات. حالا برسیم به ماجرای توپ ها و نامه ی نیاز خانوم برای ایلحانم وقتی پرواز مامان طلا، جور شد که بیاد پیش ما، نیاز کوچولو (دخترِ دختر خاله ی من) دو تا توپ با یه نامه برا ایلحانم فرستاده بود که ایلحانم تا توپ هارو دی...
25 بهمن 1392

شیک پوش ترین پسر 15 ماهه دنیا

 سلامممم ایلحان من که فکر به تو ، وجود تو ، بودن تو به قلبم آرامش میده. آقا پسر مامان دیگه بلا شده طوری که از دیوار راستم بالا میره.خوشگل مامان هر روز چیزای تازه یاد میگیره و تکرارش میکنه که تو پست بعدی همشو برات مینویسم. الان وقت ندارم اصلا به من فرصت سر خاروندن نمیدی برا همین دیر دیر میامو برات آپ میکنم. حالا بریم چند تا عکس ..... عکسای جون دلم وقتی تبریز بودیم توی پارک نزدیک خونه باباخانینا،خوش تیپ مامانو نگا عاشقتم نبض قلب منننن  شال و کلاه و دمپایی های زنبوری که مامان طلا برا ایلحانش خریده و خیلی هم بهش میاد جونکم ایلحان در هواپیما موقع برگشت از تبریز که اصلا اذیت نکرد مامانو ...
25 آذر 1392

واکسن یک سالگی شیرینکم

ســـــــــــــــلام قربونت بشم روز یکشنبه 92.5.27  با نازو زور و قربون صدقه رفتن از خواب بلندت کردیم و ساعت 9 بردیم و واکسنتو زدن که موقع واکسن زدن هم نانای میکردی جونکم، خوشبختانه واکسن راحتی بود اصلا اذیتت نکرد. بلــــــــــه آخه ایلحان مامانی، صبح ها تا ساعت 11 یا 12 ظهر میخوابه شب هام ساعت 12:30 یا 1 لالا میکنه، این یکسالی که گذشت تا بوده همین بوده، یعنی اگه چراغ هارو خاموش کنیم ایلحانمم تو خوابه بجز شب های انگشت شماری که سرماخوردگی داشت و به خاطر گرفتگی بینیش نمیتونست بخوابه. کلا پسرم خوش خوابه مثل مامانش ولی وقتی که بیدار هیچی از دستش آرامش نداره از بس کنجکاوه این پسمل من، فقط وقتی خوابه دنیا یه کم آرامش پیدا میکنه قبل و...
3 شهريور 1392

ایلحان گلم عاشقتیم

میدونی فرق تو با عشق/زندگی و گل چیه؟ عشق یک کلمس ولی تو معنی اونی زندگی یک اجباره ولی تو دلیل اونی گل یک گیاهه ولی تو عطر اونی تو مثل تولدی مثل تقدیر مثل قسمت مثل الماسی که هیچ کس روی اون نذاشته قیمت ا گه یه روز دستم به آسمون رسید، روی یه تیکه ابر مینویسم دوست دارم تا هر وقت بارون میزنه تک تک قطره ها بهت بگن دوست دارم ایلحانم... ...
12 تير 1392

ایلحانم این روزااااااااااا

ســــــــــــــــلام جـیگرطـــــــلای مامان ایلحان ،جونم ،همدمم ،نفسمم این یه هفته ای که گذشت عجب خوش گذروندیم. اول تبریک که عمو عسگرت به سلامتی نامزد کردن، آرزوی خوشبختی براشون دارم و خبرهای خوش بعدی هم تو راهه گل پسری گوش به زنگ باش بعد آقا پسرم دیگه شروع کردی به چهار دست و پا رفتن دقیقا (92/3/4) و سینه خیز و گذاشتی کنار انشالله اولین قدمای نازنینتو ببینه مامان ،ضعف میکنم برا اون لحظه چند تا از عکسای خوشگلت.............. ایلحانی تو پارک داره چمن بازی میکنه  و تاب بازی، ببین چه خوشگل نگاه میکنی جون دلم اینجا میخوام بخورمت آبنبات کوچولوی مامان، عاشقتم خودشم چه جوریییییییی  یه جای...
6 خرداد 1392

ایلحان نفس من و باباش

ایلحان، جون دلم توی طبیعت بکر و اردیبهشتی عیش آباد نگاه کنجکاوانه به آب روان......... کار دستمون نده بهتره!!!!!!!!! بله!!!!!! نگاهای گل پسر کار دستمون داد، ایلحانی میخواست بپره تو آب واسه همین جوراباشو در آوردم فقط پاهاشو کرد تو آب. ایلحانم عاشق آب و استخر و شنا مثل خودم ایلحان خسته، توی ماشین خــــــــــــیلی خوش گذشت. ایلحانم دوست دارم مامانی، بوس   ...
17 ارديبهشت 1392